{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاس کبود....کـاش دفتـر خاطراتــم

یاس کبود....کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی
به رویش دست میکشیدم
تــو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!

بگو چه مخدری بود
در بودنت ...
که اینهمه نبودنت را
درد میکشم ...!
دیوانه ام می کند ...!
فکر اینکه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا کنند !
لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان...
دیدگاه ها (۲)

عصرها تنگ غروب....غرق در عمق خیال..........و نگاهی که به اند...

نیاز "من" ....هوست را کرده ام هوس طواف تنت را ...همه جا هستی...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

حسرت همیشگی حرف‌های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می‌کنی: وقت رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط