{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نوح روزگارم، از گریه غرق توفان

من نوح روزگارم، از گریه غرق توفان
کو همدمی که گویم درد هزار ساله؟

تا کی بناز و شوخی لب را گزی بدندان؟
گل برگ نازکت را آزرده ساخت ژاله

👤 هلالی جغتایی
دیدگاه ها (۱)

من از دست غمت مشکل برم جانولی دل را تو آسان بردی از مندلم را...

ای دلارامے ڪھ جان ما توییبی تو ما را یڪ نفس آرام نیست....👤 ع...

از دردهایِ کوچک است که آدم ها می نالندضربه اگر سهمگین باشددر...

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیستعاشقم عاشق مرا با وصل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط