{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی

چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید
بازآئی و برهانیم از چشم به راهی
دیدگاه ها (۱)

حس من پیش کسی مثل تو ابراز نشد-مثل فرعون که حریف دمِ اعجاز ن...

دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کنمن آمدم به امیدت تو هم خدایی ک...

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

نیمه‌های شب بود. لباس راحتی تنت بود و موهات رو بی‌حوصله پشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط