حافظه ام

حافظه ام
شلوغ است !
آنقدر که هیچ شعری
لبخند هایت را
روی لبانم نبوسیده !
دست هایت را
روی کاغذ های چروکیده ی خیالم
خط خطی نکرده است!

یک روز
در پس اتفاق خواستنت
شعری می شوم
از تیزی زخمِ نگاهت*

چقدر نام تو بر دهانم چکّه کند؟
"عشق"
بر گونه هایم
در حاشیه ی نم نم هوایت
از طعم شیرین دوست داشتن
خیس شود؟

و من
جوهر
جوهر
از غلظت داشتنت"
سر ریز کرده باشم....
دیدگاه ها (۲)

طوری زندگی کن که اگه پشت سرت از تو بد گفتن کسی باور نکنه...

من چه ساده ام :) که گمان میکنم اگر نباشمدلی برایم تنگ میشود....

تـو چہ می‌دانـی...؟!شایـد مـن هـمانی باشـم ڪہبیشتـر از همہ د...

بی وقفه به دوست داشتنت ادامہ می دهماز فراز و فرود شعــــر......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط