{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیم است که سودایت دیوانه کند ما را

بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را

بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد
زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را

زان سلسله گیسو منشور نجاتم ده
زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را،،،
دیدگاه ها (۰)

مادری که دوقلو زاییده یکی از بچه ها مُرده به دنیا میاد،مادر ...

بو گجه تک بو گجه منن اوزاخ گتمه گولوم سن ایشیقسان گوزومه همد...

همه چیز در زمستان یخ ‌می‌زند؛ مگر عطر، اشتیاق، خاطره‌ها، و، ...

‏فلا هُو بالقربِ الّذي يريحُ الفؤادَولا هُو بالبعدِ الّذي يُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط