پارت دو

پارت دو


ویو فردا صبح

از خواب پا شدم و حاضر شدم که برم تیمارستان. بعد از یه نیم ساعت رسیدم به تیمارستان که یه پرستار اومد سمتم
=ببخشید خانم میا ای مین(پزشک ارشد) با شما کار دارن. گفتن که برین به اتاقشون.
+باشه ممنون که خبر دادی.

رفتم توی رخت کن و لباس دکتریم را پوشیدم و رفتم پیش اقای مین.
در اتاق را زدم
&بیا تو
+اقای مین با من کار داشتین؟
&بله بیا بشین اینجا کارت دارم.

میا میره و میشنه.
&ببین خانم میا این پرونده یک پرونده معمولی نیست ایشون یک قاتل حرفیه با روش های مختلف که توی پروندش بود.. ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

سلااااااااااام 👋🏻 خیلی خلاصه میرم سراغ پارت بعد لطفاً جرم ند...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

اخرین دعا 30

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط