پارت دو
پارت دو
ویو فردا صبح
از خواب پا شدم و حاضر شدم که برم تیمارستان. بعد از یه نیم ساعت رسیدم به تیمارستان که یه پرستار اومد سمتم
=ببخشید خانم میا ای مین(پزشک ارشد) با شما کار دارن. گفتن که برین به اتاقشون.
+باشه ممنون که خبر دادی.
رفتم توی رخت کن و لباس دکتریم را پوشیدم و رفتم پیش اقای مین.
در اتاق را زدم
&بیا تو
+اقای مین با من کار داشتین؟
&بله بیا بشین اینجا کارت دارم.
میا میره و میشنه.
&ببین خانم میا این پرونده یک پرونده معمولی نیست ایشون یک قاتل حرفیه با روش های مختلف که توی پروندش بود.. ادامه دارد
ویو فردا صبح
از خواب پا شدم و حاضر شدم که برم تیمارستان. بعد از یه نیم ساعت رسیدم به تیمارستان که یه پرستار اومد سمتم
=ببخشید خانم میا ای مین(پزشک ارشد) با شما کار دارن. گفتن که برین به اتاقشون.
+باشه ممنون که خبر دادی.
رفتم توی رخت کن و لباس دکتریم را پوشیدم و رفتم پیش اقای مین.
در اتاق را زدم
&بیا تو
+اقای مین با من کار داشتین؟
&بله بیا بشین اینجا کارت دارم.
میا میره و میشنه.
&ببین خانم میا این پرونده یک پرونده معمولی نیست ایشون یک قاتل حرفیه با روش های مختلف که توی پروندش بود.. ادامه دارد
- ۱.۹k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط