سناریو درخواستی
سناریو درخواستی
وقتی رفتیم سر گوشی اعضا و دیدیم با یک دختره چت میکننو خوشحالن
نامجون ــ اومد داخل اتاق و دید گوشیش دستته
نامجون ــ عه ات چیکار میکنی و تو درحالی که خیلی ناراحت شده بودی گفتی
ات ــ واقعا واسه خودم متاسفم که تا الان پیشت موندم مگه من واست چی کم گذاشتم
نامجون ــ چی داری میگی ات دیوونه شدی و اومد طرفت و گوشی رو ازت گرفت و دید چتاش با دختره رو دیدی و گفت ــ ات من واقعا متاسفم لطفا ترکم نکن و بالاخره ات راضی شدو ونامجون دختره رو بلاک کردو تمام
جین ـــ درحال آشپزی کردن
ات ــ جینننن ایننن دخترههه کیههه (داد)
جین ـــ آییی گوشم کر شد چرا داد میزنی دختره کیه باز
ات ــ این دخترع و گوشیو گرفتی جلوش و جین یذره به گوشی نگاه کردو گفت ــ اها این دختره هیچی بابا به من کنه شده ول نمیکنه
ات ـــ واقعا جین ـــ آره وات زنگ زد به دختره وفوشش داد و تمام
شوگا ـــ انقدر سرش شلوغ بود که وقت این کارارو نداشت
جیهوپ ــ بچم اصلا با دخترا به غیر از ات کاری نداشت چون بشدت عاشق ات بود
جیمین ـــ درحال آهنگ گوش دادن
ات ـــ جیمین این دختره کیه باهاش چت کردی
جیمین ــ کدومم
ات ــ این جیمین ــ آها دختر عمومه ازم درمورد آهنگا سوال میکرد
ات ـــ اها باش
تهیونگ ـــ داشت با یونتان بازی بازی میکرد ( هعی یونتان خدا بیامرزتت 😭😁😭)
ات ــ تهیونگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ ( جیغغغغغغ)
تهیونگ ــ یا جد بنگتن یا خدا چی شده جنگ شده سرخ پوستا حمله کردن
ات ـــ تهیونگگگگگ ایننن دخترههه کیهههههه
تهیونگ ـــ آرام باش بگم این دختره جزو یکی از دنسر هاش داشتم در مورد دنس باهاش حرف میزدم
ات ـــ آها حواسم بهت هست 😑
جونگکوک ـــ داشت شیرموز میخورد
ات ـــ جونگکوک این دخترهه کیه
کوکی ـــ کی
ات ـــ این و گوشیو گرفتی جلو چشماش
کوکی ـــ اها نمیگم 😁
ات ــ بگو دیگه
کوکی ـــ نمیگم
ات ـــ میرم شیرموزا میریزم تو سطل اشغال
کوکی ـــ نه نه وایسا وایسا ارام باش هیچی داشتم دختره رو اسگل میکردم حوصلم سر رفته بود
ات ـــ چیییی بیشعووررر من قهرم الانم میرم بیروننن
وقتی رفتیم سر گوشی اعضا و دیدیم با یک دختره چت میکننو خوشحالن
نامجون ــ اومد داخل اتاق و دید گوشیش دستته
نامجون ــ عه ات چیکار میکنی و تو درحالی که خیلی ناراحت شده بودی گفتی
ات ــ واقعا واسه خودم متاسفم که تا الان پیشت موندم مگه من واست چی کم گذاشتم
نامجون ــ چی داری میگی ات دیوونه شدی و اومد طرفت و گوشی رو ازت گرفت و دید چتاش با دختره رو دیدی و گفت ــ ات من واقعا متاسفم لطفا ترکم نکن و بالاخره ات راضی شدو ونامجون دختره رو بلاک کردو تمام
جین ـــ درحال آشپزی کردن
ات ــ جینننن ایننن دخترههه کیههه (داد)
جین ـــ آییی گوشم کر شد چرا داد میزنی دختره کیه باز
ات ــ این دخترع و گوشیو گرفتی جلوش و جین یذره به گوشی نگاه کردو گفت ــ اها این دختره هیچی بابا به من کنه شده ول نمیکنه
ات ـــ واقعا جین ـــ آره وات زنگ زد به دختره وفوشش داد و تمام
شوگا ـــ انقدر سرش شلوغ بود که وقت این کارارو نداشت
جیهوپ ــ بچم اصلا با دخترا به غیر از ات کاری نداشت چون بشدت عاشق ات بود
جیمین ـــ درحال آهنگ گوش دادن
ات ـــ جیمین این دختره کیه باهاش چت کردی
جیمین ــ کدومم
ات ــ این جیمین ــ آها دختر عمومه ازم درمورد آهنگا سوال میکرد
ات ـــ اها باش
تهیونگ ـــ داشت با یونتان بازی بازی میکرد ( هعی یونتان خدا بیامرزتت 😭😁😭)
ات ــ تهیونگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ ( جیغغغغغغ)
تهیونگ ــ یا جد بنگتن یا خدا چی شده جنگ شده سرخ پوستا حمله کردن
ات ـــ تهیونگگگگگ ایننن دخترههه کیهههههه
تهیونگ ـــ آرام باش بگم این دختره جزو یکی از دنسر هاش داشتم در مورد دنس باهاش حرف میزدم
ات ـــ آها حواسم بهت هست 😑
جونگکوک ـــ داشت شیرموز میخورد
ات ـــ جونگکوک این دخترهه کیه
کوکی ـــ کی
ات ـــ این و گوشیو گرفتی جلو چشماش
کوکی ـــ اها نمیگم 😁
ات ــ بگو دیگه
کوکی ـــ نمیگم
ات ـــ میرم شیرموزا میریزم تو سطل اشغال
کوکی ـــ نه نه وایسا وایسا ارام باش هیچی داشتم دختره رو اسگل میکردم حوصلم سر رفته بود
ات ـــ چیییی بیشعووررر من قهرم الانم میرم بیروننن
- ۶۵
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط