{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

themafiasnightslave

#the_mafias_night_slave
P25
که رزی گفت
رزی:ای پدصگ بهت گفتم نزارش
یجی:من از کجا بدونم که اصماته
ات:پس کی گفت +۱۸ توش هست عمم گفت؟؟(عصبی)
لیسا:آره تو گفتی
یجی:خب آره من گفتم ولی نمیدونم اینقدر خجالت کشیدیم
ات:خجالت میکشیم مگه نمیدونی اینا ابلیسن
یجی:خب بریم پایین
ات:چند دقیقه میمونیم و میریم
دخترا:اوک
چند دقیقه گذشت که دخترا پایین رفتن و جیمین گفت
جیمین:چه چیزی بهشون نشون دادی
ات:تو چکار داری چیزی خصوصیه بین دخترا‌
سوبین:اووو خصوصیه(نیشخند)
فلیکس:داریم منحرف میشیما(نیشخند)
لیسا:اگه شدین چی
رزی:خب چیز شخصیه
سوبین:اوک فهمیدیم
ات:عهه فیلم تموم شده۹؟
فلیکس:آره دوست دارین وقتی که رفتین رو از اول بذاریم(نیشخند ابلیس)
ات:نه نه ممنون نمیخواییم
ات رفت پیش جیمین نشست که هیون دوباره نگاش کردوعصبی شد که و گفت
ات:جیمین شی
جیمین:جانم
ات:میگم سیکس پک داری
جیمین:معلومه دارم.
ات:میشه ببینمشون
جیمین:اوک
که جیمین یکم تیشرتشو بالا داد که ات سیکس پکاشو دید و بهشون دست زد که اینجا هیون از عصبانیت بلند شد
که فلیکس بهش گفت
فلیکس:چرا پاشدی چیزی شد
هیون:امم نه فقط میخوام برم گوشیمو بیارم(خودشو جلو دوستاش عصبانی نکرد)
ورفت بالا
ویو هیونجین
از عصبانیت دیگه خودمو کنترل نکردم و پاشدم و که یه بهونه دراوردم وای این دختر میخواد دیوونم میکنه که رفتم اتاق و....

نظردرکامنت💜✨
دیدگاه ها (۷)

#سناریو#استری_کیدز #درخواستی وقتی خوابن وما بدنشونو لمس میکن...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستیوقتی گردنمون کبوده وفک میکنن که ...

#the_mafias_night_slave P24دخترا پاشدن که میخواستن برن آشپزخ...

۱۰۱ نفرمون مبارکهههههههنگا چان واسم رقص عربی رقصید چون میدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط