{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم فیک عشق تنفری پارت قبول ندیدی اول برو اونو ببین

پارت دوم فیک عشق تنفری (پارت قبول ندیدی اول برو اونو ببین)
ویو ا.ت
درجا کلی لایک خورد
گوشیمو گذاشتم کنار و خوابیدم و وقتی زنگ خورد وسایلامو جمع کردم و از مدرسه رفتم بیرون
به رانندم گفته بودم که امروز می‌خوام پیاده برم که به هوایی هم تازه کنم
از مدرسه تا خونه ما پیاده تقریبا بیست مین بود
وسطای راه بودم که چهار تا پسر مزاحم شدن
ویو کوک
داشتم با فراریم میرفتم خونه که دیدم چهار تا پسر مزاحم یه دختر شدن
ویو ا.ت
یکی از پسرا رو زدم ولی یکیشون از پشت منو گرفت
سردستشون اومد نزدیکم و تا خواست منو بزنه یه لگد زدم تو ...ش و بعد اون افتاد زمین ولی دوباره بلند شد و می‌خواست منو بزنه که به پسر اومد و همشون پهن زمین کرد
قیافه ی پسره رو دیدم که دیدم کوک هست
ویو کوک
رفتم همشون پهن زمین کردم
دختره منو دید و منم دیدمش
اون ا.ت بود
اهههه کاش نجاتش نمی‌دادم از این دختر متنفرم
ولی از حق نگذریم خوشگ...نههه کوک تو نباید عاشق این دختر بشی تو خودت دوسدختر داری
ویو ا.ت از کوک تشکر کردم و کیفمو برداشتم و رفتم
هنوز پنج تا قدم هم بر نداشته بودم که یه نفر محکم زد پس کلم
چنان دردم گرفت که میخواستم همونجا ب
لهش کنم تا گارد گرفتم که بزنمش دیدم قیافش آشنا هست
اون اون هیونجین رفیق بچگیامه تا دیدمش یجوری بغلش کردم که فک کنم استخوناش شکست
(علامت هیونجین¢)
¢سلام دختررر دلم برات تنگ شده بود
+وای هیونجین کره خر این همه مدت کجا بودی؟
(هیونجین هم سن ا.ت هست)
¢آمریکا بودیم به خاطر کار بابام حالا برگشتیم
+وای هیونی(ا.ت هیونجین و هیونی صدا می‌زند) اینجا یه کافه هست بیا بشینیم داخلش حرف بزنیم
¢اوکی
ویو ا.ت
یه سی مین نشستیم حرف زدیم بعد شمارشو گرفتم(به عنوان دوست معمولی)و خداحافظی کردیم و رفتیم خونه
زمانی به رسیدن ا.ت
رسیدم خونه هورااااا
رفتم خونه که مامان و بابام مثل جنگ جلوم ظاهر شدن
(مامان ا.ت و م.ا می‌نویسم و بابای ا.ت و ب.ا)
ب.ا:کجا بود...
م.ا:چرا دیر اومد...
ب.ا:با کی بود...
م.ا:مدرست یه ساعت پیش تموم ش...
+وایی نفس بگیرین هیونجین اومده بود کره برای همین رفتم کافه پیش اون و پیاده اومدم خونه که دیر شد
م.ا،ب.ا:آهااا خو زود تر میگفتی
+چه هماهنگ بعدشم شما نمیذارین حرف بزنم
م.ا:اوکی بابااااا
ویو ا.ت
رفتم لباس عوض کردم و اومدم پایین
بابام گفت
ب.ا:دخترم بیا اینجا
رفتم پیشش و گفتم
+چیشده؟
ب.ا:امروز ...



ادامه پارت بعد
اسلاید دو قیافه سانا اسلاید سه لباس راحتی ا.ت
شرط نداره ولی حمایت کنین
دیدگاه ها (۰)

پارت سه عشق تنفری(پارتای قبلو ندیدی برو ببین)ب.ا:امروز قراره...

هیت نمیدم

پارت دوم فیک عشق تنفری (پارت قبول ندیدی اول برو اونو ببین)وی...

ویو ا.تبا صدای مزخرف آلارمم از خواب هفت پادشاه بیدار شدم+اَه...

**پارت ۴**ویو ا/تاز مدرسه که اومدم بیرون، حس می‌کردم چشم‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط