پارت
پارت ۲
《 معامله ی عشق 》
داشتم میرفتم که جسپر رو دیدم و از ماشین پیاده شدم .
جسپر : سلام جنا .
جنا : سلام ، اینجا چیکار میکنی ؟
جسپر : هیچی داشتم قدم میزدم ، خب به حرفی که گفتم فکر کردی ؟
وای اون چند روز پیش به من گفت ازم خوشش میاد و منم نمی دونستم چی بگم و بخاطر همون گفتم که بهم زمان بده
جنا : آره ، متاسفم باید ردت کنم . من زیاد از کسی خوشم نمیاد و نیاز به دوست پسر ندارم ، پس ممنون که صبر کردی .
جسپر : پس ، میتونیم فقط دوست باشیم ؟
جنا : البته که میشه .
بعد کمی حرف زدن رفتم و سوار ماشین شدم بعد به طرف کارگاه رفتم . توی راه گوشیم زنگ خورد میا بود گوشی رو برداشتم ( علامت میا : - علامت جنا : + )
( - سلام ، خوبی ؟ + سلام ، آره . تو چطور ؟ - منم خوبم ، بعد کار بیا کافه کمی کیک بخوریم و حرف بزنیم + باشه - اوکی ، خواستم همین رو بگم . + ممنون ، پس میام خدافظ - خدافظ) رفتم کارگاه کمی کار کردم ( نکته : کارگاه جای خیلی بزرگی نیست و تقریبا مثل خونه ی خالیه که به جای وسایل خونه وسایل کار داخلشه ) ، نزدیک ساعت ۶ بود رفتم پیش میا و خیلی گشنه بودم ( نکته : میا یه کافه داره که واسه خودشه ولی کارکن هم داره ) رفتم داخل کافه .
میا : سلامم ، اومدی ؟ بیا تو .
جنا : میا ، گشنمه دارم میمیرم چی داری بخورم .
میا : خب بزار ، بشین اینجا من میرم کمی کیک و لاته واست بیارم .
جنا : باشه ممنونم .
میا رفت و کلی چیز آورد واسه خوردن بعد منم کلی خوردم تا جایی که سیر بشم و رو به میا کردم .
جنا : وایی ، ممنون خیلی گرسنه بودم . راستی میخواستی درمورد چی حرف بزنی؟
میا : درمورد بردن ، همون پسری که گفتم یکم ازش خوشم میاد و باهم دوستیم اون بهم گفت که برم باهاش برای مسابقه منم که خودت میدونی خوب بلد نیستم پس گفتم با تو بریم اگه میشه ؟
( اسلاید دو عکس جسپر )
شرط برای پارت بعدی :
۱۵ تا لایک + ۳ تا کام + فالو
《 معامله ی عشق 》
داشتم میرفتم که جسپر رو دیدم و از ماشین پیاده شدم .
جسپر : سلام جنا .
جنا : سلام ، اینجا چیکار میکنی ؟
جسپر : هیچی داشتم قدم میزدم ، خب به حرفی که گفتم فکر کردی ؟
وای اون چند روز پیش به من گفت ازم خوشش میاد و منم نمی دونستم چی بگم و بخاطر همون گفتم که بهم زمان بده
جنا : آره ، متاسفم باید ردت کنم . من زیاد از کسی خوشم نمیاد و نیاز به دوست پسر ندارم ، پس ممنون که صبر کردی .
جسپر : پس ، میتونیم فقط دوست باشیم ؟
جنا : البته که میشه .
بعد کمی حرف زدن رفتم و سوار ماشین شدم بعد به طرف کارگاه رفتم . توی راه گوشیم زنگ خورد میا بود گوشی رو برداشتم ( علامت میا : - علامت جنا : + )
( - سلام ، خوبی ؟ + سلام ، آره . تو چطور ؟ - منم خوبم ، بعد کار بیا کافه کمی کیک بخوریم و حرف بزنیم + باشه - اوکی ، خواستم همین رو بگم . + ممنون ، پس میام خدافظ - خدافظ) رفتم کارگاه کمی کار کردم ( نکته : کارگاه جای خیلی بزرگی نیست و تقریبا مثل خونه ی خالیه که به جای وسایل خونه وسایل کار داخلشه ) ، نزدیک ساعت ۶ بود رفتم پیش میا و خیلی گشنه بودم ( نکته : میا یه کافه داره که واسه خودشه ولی کارکن هم داره ) رفتم داخل کافه .
میا : سلامم ، اومدی ؟ بیا تو .
جنا : میا ، گشنمه دارم میمیرم چی داری بخورم .
میا : خب بزار ، بشین اینجا من میرم کمی کیک و لاته واست بیارم .
جنا : باشه ممنونم .
میا رفت و کلی چیز آورد واسه خوردن بعد منم کلی خوردم تا جایی که سیر بشم و رو به میا کردم .
جنا : وایی ، ممنون خیلی گرسنه بودم . راستی میخواستی درمورد چی حرف بزنی؟
میا : درمورد بردن ، همون پسری که گفتم یکم ازش خوشم میاد و باهم دوستیم اون بهم گفت که برم باهاش برای مسابقه منم که خودت میدونی خوب بلد نیستم پس گفتم با تو بریم اگه میشه ؟
( اسلاید دو عکس جسپر )
شرط برای پارت بعدی :
۱۵ تا لایک + ۳ تا کام + فالو
- ۳۳۱
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط