{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺮ ﺷﻮﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺮ ﺷﻮﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺷﻮﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺳﺖ ﻭﻟﯽ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﺷﻮﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ
دیدگاه ها (۷)

وقتی سر کلاس بودم همه حواسم به دختری بود که کنارم نشسته بود ...

آن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است...

تا کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید .از کجا باید گذر کرد تا...

ﺗﻨـﻬﺎﯾــــﯽ ﯾﻌﻨــــﯽ . . . ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﭼﻬﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺎ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐ...

ﻫﻠﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻓﺼﻼ ، ﻧﻮﺑﺮ آﻭﺭﺩﻡﺑﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﻮﻧﻤﻮﻥ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط