پارت۴ سناریو گوجو
پارت۴ سناریو گوجو
بچه ها پارت ها خیلی طولانی هستن چون ایده زیادی راجب این موضوع دارم و زیاد پارت داره
................................................
ات:این مال چیه
می می:شاید یکی بهت چیزی داده بخوری
ات:من ناهار رو با گوجو خوردم که غذای آماده بود و شب هم رامن خوردم که اونم داخل بسته بندی بود
اوتاهیمه:شاید یادت نمیاد
ات:مگه میشه.....ببخشید من باید برمم
گوجو:کجا
ات:به توچه
گوجو دست ات رو گرفت و برد بیرون از اتاق معلما
ات:چته آروم تر دستم
گوجو با حالت جدی:دیشب با کی بودی
ات:با هیچ کس
گوجو:پس اینا چیه رو گردنت
ات:خودمم نمی دونم بعدش به توچه
گوجو با خنده:فقط کنجکاو شدم
بعد فهمیدین یوجی به سوکونا تبدیل شده رفتن اونجا
سوکونا: سلام دیشب چطور بود
ات:دیشب تو بودی که ...
سوکونا دستشو رو روی دهن ات گذاشت
سوکونا:اره
گوجو:هوی هوی نزدیک تر نشو(باپوز خند)
سوکونا و گوجو جنگ بعد دوباره یوجی شد
گوجو:فکر نمی کردم با سوکونا بخوابی
ات با حرف گوجو اعصبانی شد
ات:احمق
با ناراحتی رفت گوجو رفت پیشش
گوجو:مگه دروغ میگم
ات:ببند ..ببند
با گریه
ات:بس کن خسته شدم دیگه
گوجو ات رو بغل کرد
گوجو:هیسسسس آروم باشش
ات:چطور اروم باشم با این حرفات ولم کن
گوجو:نچ
ات کمی اروم شد و گوجو ولش کرد
گوجو:الان برو بخواب
ات به عنوان شوخی:خفه شو
بچه ها پارت ها خیلی طولانی هستن چون ایده زیادی راجب این موضوع دارم و زیاد پارت داره
................................................
ات:این مال چیه
می می:شاید یکی بهت چیزی داده بخوری
ات:من ناهار رو با گوجو خوردم که غذای آماده بود و شب هم رامن خوردم که اونم داخل بسته بندی بود
اوتاهیمه:شاید یادت نمیاد
ات:مگه میشه.....ببخشید من باید برمم
گوجو:کجا
ات:به توچه
گوجو دست ات رو گرفت و برد بیرون از اتاق معلما
ات:چته آروم تر دستم
گوجو با حالت جدی:دیشب با کی بودی
ات:با هیچ کس
گوجو:پس اینا چیه رو گردنت
ات:خودمم نمی دونم بعدش به توچه
گوجو با خنده:فقط کنجکاو شدم
بعد فهمیدین یوجی به سوکونا تبدیل شده رفتن اونجا
سوکونا: سلام دیشب چطور بود
ات:دیشب تو بودی که ...
سوکونا دستشو رو روی دهن ات گذاشت
سوکونا:اره
گوجو:هوی هوی نزدیک تر نشو(باپوز خند)
سوکونا و گوجو جنگ بعد دوباره یوجی شد
گوجو:فکر نمی کردم با سوکونا بخوابی
ات با حرف گوجو اعصبانی شد
ات:احمق
با ناراحتی رفت گوجو رفت پیشش
گوجو:مگه دروغ میگم
ات:ببند ..ببند
با گریه
ات:بس کن خسته شدم دیگه
گوجو ات رو بغل کرد
گوجو:هیسسسس آروم باشش
ات:چطور اروم باشم با این حرفات ولم کن
گوجو:نچ
ات کمی اروم شد و گوجو ولش کرد
گوجو:الان برو بخواب
ات به عنوان شوخی:خفه شو
- ۱۷.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط