{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان دارد به بهار برمی گردد...

زمستان دارد به بهار برمی گردد...
شاید تو هم به من بازگشتی ولی دیگر سیاهی
به موهایم برنمی گردد... و عشق
هرچقدر هم شعبده بازِ ماهری باشد نمی تواند
اندوه را در دستهایش غیب کند و شادی را از
کلاه اش بیرون بیاورد
دیدگاه ها (۱)

کسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک ها ...

هر روزی که سرد بود؛قهوه ات را نیم خورده رها کردی...پشت پنجره...

خُدایا ؟!یعنی واقعا در بینِ میلیاردها انسانسهمِ من از عشق آن...

برایِ گرفتنِ دستانِ مناستخاره نکن !بد می آیداز آن بدهای خوبب...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

گاهی عشق شبیه نبرد نیست، شبیه ماندن است...شبیه آن آدمی که نم...

رومان پارت سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط