گفتم ای دل نروی

گفتم ای دل، نروی؟
خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی

نکند دام نهد؟
خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی،
بی پر و بی بال شوی؟

نکند جام دهد؟
کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی؟

نکند مست شوی؟
فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی،
کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟

نکُنَد دل نکَنی،
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری،
صبح که بیدار شوی؟؟!


#مولانا
دیدگاه ها (۱۵)

هر کسی را سر چیزی و تمنای کسیستما به غیر از تو نداریم تمنای ...

تو بهاری‌؟نه! بهاران از توست . . . از تو میگیرد وام هر بهار،...

کار من شد چو سَر زلف سیاهش در هم ... #عطار س...

آن که برگشت وجفا کرد وبه "هیچم" بفروخت به همه عالمش از مننتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط