{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیمانی فراتر از زمان ✨🌙☀️

پیمانی فراتر از زمان ✨🌙☀️

سناریو:

در روزگاران دور، زمانی که جهان از دو قلمروی مجزا تشکیل شده بود، جیمین، الهۀ مهربان ماه 🌙، بر شب‌های نقره‌فام و رویاهای نرم آدمیان حکمرانی می‌کرد. او موجودی لطیف با نوری سرد و آرامش‌بخش بود و اشک‌هایش چون ستاره‌هایی درخشان بر آسمان می‌بارید.

در قلمروی دیگر، جونگ کوک ☀️، خورشید پرشور و آتشین، روزها را با گرمای بی‌امان و نیروی زندگی‌بخش خود روشن می‌کرد. او سرشار از انرژی و اراده بود و نگاهش هر تاریکی را به نوری امیدبخش تبدیل می‌کرد.

اما طبق قانونی کهن، این دو هرگز نمی‌توانستند یکدیگر را ببینند. با هر طلوع خورشید، ماه محو می‌شد و با هر غروب، نور خورشید خاموش می‌گشت.

تا اینکه شبی، جیمین در میان سکوت ابدی خود، جرأتی به خرج داد و تک ستاره‌ای درخشان را به قلمروی خورشید فرستاد. از سوی دیگر، جونگ کوک که همیشه کنجکاو آن لطافت ناشناخته بود، گرمای خود را در قالب پرتوی طلایی به سوی ماه گسیل داشت. آن دو نه در آسمان، که در قلب ستاره‌ای میان راه، برای لحظه‌ای با هم برخورد کردند — آن‌قدر کوتاه که یک چشم به هم زدن بود، اما آن‌قدر عمیق که طنین آن تا ابد در کائنات پیچید.

در آن لحظه، جیمین نوری لرزان و شرمگین داشت و جونگ کوک شعله‌اش را آرام گرفت تا او را نسوزاند. با چشمانی خیس از شوق، جیمین زمزمه کرد: «حتی اگر تقدیر ما جدایی باشد، قلب من برای تو می‌تپد، چون من در روشنایی رویاهای شبانه‌ات زنده‌ام.» 🌙💫

و جونگ کوک پاسخ داد: «من نیز هر روز را به امید شبی آغاز می‌کنم که سایۀ تو بر زمین بیفتد و من در حرارت تو نفس بکشم.» ☀️❤️‍🔥

از آن روز، در میانۀ هر روز، خورشید در اوج آسمان می‌ایستد و ماه در پشت ابرها به تماشای او می‌نشیند. و هر شب، نرم‌ترین نسیم، داستان عشق مخفی آن‌ها را برای دل‌های بیدار زمزمه می‌کند.

پایان 🌞🌜
امیدوارم لذت ببرید اما عکس جیمین و جونگ کوک نیوفتاد شرمنده.
دیدگاه ها (۰)

نازی این دوتا خیلی کیوتن 💘💘لایک و فالو یادت نره زیبا :) از ا...

ادیتمه😂😂🛐🛐🛐لایک و فالو یادت نره زیبا :) از اکسپلورر اومدی گم...

Love between fire and shadows ...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط