شیرنی درد به انتقامشه

#شیرنی درد به انتقامشه
پارت ۸
وارد عمارت اصلی شدیم دکوری با ترکیب شیری و قهوه‌ای سوخته
عجیب و دلنشین ...
خدمتکاری که تا اینجا راهنمای کرده بود با دست هاش اشاره کرد به دری بزرگ و قهوه‌ای رنگ
سرم رو تکون دادم برای تشکر
پسرک سمت در بزرگ رفت
کی فکرش رو میکرد اینجا این شکلی باشه ادم های که نونشون رو از خون بقیه درمیارند این هم
با ظاهرشون اون بیرون فرق داشتن
اینجا لوکس بودند ولی اون بیرون ...
ویو ا.ت
دکور اتاق ترکیب سفید و طلایی
زیبا و پراز آرامش ..
چشم هام رو باز کردم هالی از نور از پردهای سفید اتاق با چشم هام بازی میکرد
صدایی پرندها که باهام سرود میخوندن باعث میشد لبخند بزنم من عاشق صدای پرنده‌ها بودم
تق تق
صدایی در دخترک رو از هزارتوی ذهنش بیرون کشید
+ بله
. دخترم بیداری ؟
صدای دایه‌ای مهربونم بود
+ اره
وارد اتاق شد
# صبحونت رو بیارم برات دخترم ؟
+ نه( با لبخند )
# باشه دخترم
پیرزن دخترک رو تنها گذاشت و رفت
دختر شروع کرد به عوض کردن لباسش
لباسی سفید با شلوار نسکافی
آرایش ملایمی کرد
ویو کوک
شروع کردند به معرفی کردن افراد که من زیر دستشون بودم
خسته کننده بود
پایان
امیدوارم خوشتون اومده باشه و لطفا ازم حمایت کنید
دیدگاه ها (۳)

101تا شدنمون مبارک 🥰ممنونم از حمایتتون 🫂

#شیرینی درد به انتقامشهپارت ۵پسر توی سکوت از مرد دور شد با ه...

نام فیک: عشق مخفیPart: 39ویو ات*جی. خب معلومه زنم*دادتعجب کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط