از صلح میگویند یا از جنگ میخوانند

از صلح می‌گویند یا از جنگ می‌خوانند؟!
دیوانه‌ها آواز بی‌آهنگ می‌خوانند

گاهی قناری ها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ می‌خوانند

کنج قفس می‌میرم و این خلق بازرگان
چون قصه‌ها مرگ مرا نیرنگ می‌دانند

سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می‌خوانند

این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبی‌رنگ می‌خوانند

.
#فاضل_نظری | #اقلیت | #تماشا
دیدگاه ها (۶)

این قلب ترک خورده ے من بند بہ مو بود من عاشق او بودم و او عا...

پیش من سَرکرده اےچَفیه به جاے روسرےبا همین حُجب و حَیایت هے ...

در چشم آفتاب چو شبنم زیادی امچون زهر هر چه باشم اگر کم زیادی...

❤صبح یعنی که دلم تنگ تو و آمدنتنقشی از نور بزن بر شب تنهایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط