ویکی فما، از قلمم بدتون میاد؟ اخه واقعا برام قابل درک نیس
ویکی فما، از قلمم بدتون میاد؟ اخه واقعا برام قابل درک نیست. با این همه دنبال کننده.... یه داستان توی پنج روز نتونه 100 تا لایک و 30 تا کامنت رو بگیره....
خیلیا میگن نبودی و همه فکر کردن رفتی و اینا، از اون طرف خیلیا میان و میگن داستان تاریکی در روز رو ادامه بده. خب من این همه داستان خفد نوشتم میتونید برید و اونا رو بخونید.
همش به یک داستان گیر ندید و اینکه، داستان تاریکی در روز کلا حذف میشه چون من کلا روند داستان رو فراموش کردم و نوشته هام که توی برنامه بودن حذف شده، تمام اسمات ها حذف شدا و چیزی نمونده، ولی اگه حمیات کنید و زودتر این داستان رو تموم کنیم داستان بعد رو درمورد تهیونگ مینویسم با ژانر همین تاریکی در روز که هم شبیهش باشه هم من روند داستان رو یادم بمونه و اینکه اسمات هم خواهیم داشت توی داستان بعدی خیلی زیادد. پس این فیک رو حمایت کنید تا من زودتر برم داستان بعدی. ولی اگه حمایت نکنید.... بخداااا کل ویسگونو حذف میکنم دیگه نمیام و ادامه نمیدم. پیجمم حذف میکنم. کاملا راجب این تصمیم جدی ام. هر دفعه اومدم و باهات درد و دل کردم اصن هیچی رو به تخمتون نمیگیرید انگار من ک#*ر خرم اینجا😒
خیلیا میگن نبودی و همه فکر کردن رفتی و اینا، از اون طرف خیلیا میان و میگن داستان تاریکی در روز رو ادامه بده. خب من این همه داستان خفد نوشتم میتونید برید و اونا رو بخونید.
همش به یک داستان گیر ندید و اینکه، داستان تاریکی در روز کلا حذف میشه چون من کلا روند داستان رو فراموش کردم و نوشته هام که توی برنامه بودن حذف شده، تمام اسمات ها حذف شدا و چیزی نمونده، ولی اگه حمیات کنید و زودتر این داستان رو تموم کنیم داستان بعد رو درمورد تهیونگ مینویسم با ژانر همین تاریکی در روز که هم شبیهش باشه هم من روند داستان رو یادم بمونه و اینکه اسمات هم خواهیم داشت توی داستان بعدی خیلی زیادد. پس این فیک رو حمایت کنید تا من زودتر برم داستان بعدی. ولی اگه حمایت نکنید.... بخداااا کل ویسگونو حذف میکنم دیگه نمیام و ادامه نمیدم. پیجمم حذف میکنم. کاملا راجب این تصمیم جدی ام. هر دفعه اومدم و باهات درد و دل کردم اصن هیچی رو به تخمتون نمیگیرید انگار من ک#*ر خرم اینجا😒
- ۵۰۸
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط