خوندن بدونه لایکو کامت حرامهههخهههههههههه
خوندن بدونه لایکو کامت حرامهههخهههههههههه.
you and me
p21
تهیکنگ به محل مورد نظرش رسیدو وارد رستوران شد.
ا/ت توی اتاقش راه میرفتو فکر میکرد .
تهیونگ به سمته خواهرش رفت که کناره پسری نشسته بود.
تهیونگ سلتمی کردو خودش رو معرفیکرد.تهیونگ دست دراز کرد
تهیونگ:سلام کیم تهیونگ هستم از دیدنتون خوشحالم.لبخند
پسر بلند شد و دسته تهیونگ رو گرفت.
جونگکوک:سلام جئون جونگکوک هستم منم از دیدنتون خوشحالم.لبخند
تهیونگ با فامیلی که شنیده بودتوی شک بدی فرو رفت .
ا/ت تصمیم گرفت که قضیه رو به مادرو خواهرش بگه.
از پله ها پایین رفتو، رفت پیشه مادرش.تمامه قضیه رو به مادرش گفت.
ا/ت:این تمامه قضیه بود.
م/ا:همین؟دخترم من بعت نگفتم ولی قبلا خانواده کیم درخواست دادن بهمون برای تو تهیونگ واقعا دوستت داره.
ا/ت تعجب کردو ناامید بازم رفت توی اتاقش.
به تهیونگ جواب داد.
اما...
you and me
p21
تهیکنگ به محل مورد نظرش رسیدو وارد رستوران شد.
ا/ت توی اتاقش راه میرفتو فکر میکرد .
تهیونگ به سمته خواهرش رفت که کناره پسری نشسته بود.
تهیونگ سلتمی کردو خودش رو معرفیکرد.تهیونگ دست دراز کرد
تهیونگ:سلام کیم تهیونگ هستم از دیدنتون خوشحالم.لبخند
پسر بلند شد و دسته تهیونگ رو گرفت.
جونگکوک:سلام جئون جونگکوک هستم منم از دیدنتون خوشحالم.لبخند
تهیونگ با فامیلی که شنیده بودتوی شک بدی فرو رفت .
ا/ت تصمیم گرفت که قضیه رو به مادرو خواهرش بگه.
از پله ها پایین رفتو، رفت پیشه مادرش.تمامه قضیه رو به مادرش گفت.
ا/ت:این تمامه قضیه بود.
م/ا:همین؟دخترم من بعت نگفتم ولی قبلا خانواده کیم درخواست دادن بهمون برای تو تهیونگ واقعا دوستت داره.
ا/ت تعجب کردو ناامید بازم رفت توی اتاقش.
به تهیونگ جواب داد.
اما...
- ۱.۰k
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط