{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارها میوه ی ممنوعه تعارف شد و من

بارها میوه ی ممنوعه تعارف شد و من

یادِ چشمانِ تو وُ سیبِ لبت افتادم


مطمٸن باش تو "حوا"یی و من "آدم"ِ تو


"من از آن روز که در بند توام آزادم"
دیدگاه ها (۱)

موسیقی

📌 لوگوی اپل؛ تصادف یا نماد؟🌍 شاون رایان به شباهت جالبی میان ...

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک ...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

✨ **مهسا عزیز، تولدت بسیار مبارک!** ✨امروز برای من هم روزِ و...

به یاد داشته باش:بسنده نکن به آن‌ها که باعث می‌شن احساس کنی ...

رها💔 چشم هایش به قلبم نرسیدنداز آن عبور کردندبعد از او فهمید...

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

بعد از بیست سال،هرگونه خاطره ای از دیمن به تیزی و ناگهانی غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط