بارها میوه ی ممنوعه تعارف شد و من
بارها میوه ی ممنوعه تعارف شد و من
یادِ چشمانِ تو وُ سیبِ لبت افتادم
مطمٸن باش تو "حوا"یی و من "آدم"ِ تو
"من از آن روز که در بند توام آزادم"
یادِ چشمانِ تو وُ سیبِ لبت افتادم
مطمٸن باش تو "حوا"یی و من "آدم"ِ تو
"من از آن روز که در بند توام آزادم"
- ۱.۳k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط