همان بهتر که رفت،
همان بهتر که رفت،
همان بهتر که تمام شد...
پاییز را میگویم
دردِ طلایی رنگِ باران خورده ی سرد؛
دمار از روزگار عاشق در می آورد...
بهتر که زمستان آمد
بگذار اشکهایمان یخ ببندد
در هیاهوی کریسمس صدای دلتنگیمان غرق شود
بگذار برف بنشیند و بنشیند و بنشیند
روی غصه های دل دردمند عاشقمان.
کسی که مارا نشنید
بگذار گوش های سنگین دی ماه
آواز تنهاییمان را بشنود و بنشیند پای درد دل جوانی و داستان دل بستگیمان.
بهمن بشود سنگ صبورِ قصه ی دوری و مجبوریمان.
اسفند ، دامنی باشد برای سر سوداگر و چشمان بی خوابمان....
همان بهتر که رفت
پاییز آدم عاشق را بیچاره میکند!
خوشا ب زمستان...
خوشا ب زمستان...
.
شادی_صائمی
همان بهتر که تمام شد...
پاییز را میگویم
دردِ طلایی رنگِ باران خورده ی سرد؛
دمار از روزگار عاشق در می آورد...
بهتر که زمستان آمد
بگذار اشکهایمان یخ ببندد
در هیاهوی کریسمس صدای دلتنگیمان غرق شود
بگذار برف بنشیند و بنشیند و بنشیند
روی غصه های دل دردمند عاشقمان.
کسی که مارا نشنید
بگذار گوش های سنگین دی ماه
آواز تنهاییمان را بشنود و بنشیند پای درد دل جوانی و داستان دل بستگیمان.
بهمن بشود سنگ صبورِ قصه ی دوری و مجبوریمان.
اسفند ، دامنی باشد برای سر سوداگر و چشمان بی خوابمان....
همان بهتر که رفت
پاییز آدم عاشق را بیچاره میکند!
خوشا ب زمستان...
خوشا ب زمستان...
.
شادی_صائمی
- ۸۰۷
- ۰۶ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط