{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد یه بار دیگه خانوم جون لنگون لنگون میرفت سمت گنجه

کاش میشد یه بار دیگه خانوم جون لنگون لنگون میرفت سمت گنجه برامون کاموا و مقوا در می آورد تا بادبادک و فرفره میساختیم.
کاش به بار دیگه جنس خوشحالیمون اون طوری میشد.
دیدگاه ها (۱)

🍃 🌸 عید قربان با نماز و عبادتش باذکر و دعایشبا قربانی وصدقات...

عید قربان، عید فداکاری، ایثار، قربانی، اخلاص و عشق و بندگی، ...

پیری می‌دانم پیرم و گاهی بی‌دلیل بهانه جوانی‌ام را میگیرم ، ...

#هنر #دست #ساز💕

سرنوشت

اسیر شدیم ... بین برج های بلندی که روی گلوی کارگرها و خون بی...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت هشׄـ ۪۪...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط