{پارت 6}
{پارت 6}
٭وایلا٭
★دستم رو روی دستش گذاشتم تا از فشار دادن بیشتر گردنم جلو گیری کنم؛-؛★
نمیشمممم!!!!!
__
٭ویو سوم شخص(یا همون راوی)٭
(نکته: [ ] برای وایلاس، و [ ± ] مال کاتسوکی)
★کاتسوکی که انگار نزدیک بود از عصبانیت منفجر بشه داد زد و گفت★
±چه غلطی داری میکنیی؟؟!!!!
★وایلا نفسش رو تو گلوش حبس کرد★
★و گفت...★
گوجه های باغچه مادر بزرگممموووو خوردممممم
ببخشیددد
فقط وقتی عصبانی میشم نمیدونم دیگه دارم چه گوهری می افشایانم
لطفااا ببخشیددددد
غلط خوردمممم
★با چهره ای مظلومانه نگاهش کرد★
(تغییر مودش تو حلقم👍🏻🤡)
★کاتسوکی دستش رو ورداشت اما هنوز هم عصبانی بود ولی نمیخواست دعوا شون از این هم ادامه دار تر بشه★
±دیگه همچین غلط هایی نکن فهمیدییی؟!!!
★[در ذهن کاتسوکی] دلم براش سوخت...پدصگ چرا اینقدر نازی آخههه★
بــ..بله!!!
★کاتسوکی با عصبانیت به وایلا نگاه میکرد★
±باید الان ۴۰ تا اسکات بری
★[در ذهنش] نگفتم ۱۰۰ تا گناه داره★
اسکات چجوریه قوربان؟
★مظلومانه پرسید★
★میدونست چیه ولی میخواست یخده خود عزیزی کنه★
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
چطوره؟؛-؛
٭وایلا٭
★دستم رو روی دستش گذاشتم تا از فشار دادن بیشتر گردنم جلو گیری کنم؛-؛★
نمیشمممم!!!!!
__
٭ویو سوم شخص(یا همون راوی)٭
(نکته: [ ] برای وایلاس، و [ ± ] مال کاتسوکی)
★کاتسوکی که انگار نزدیک بود از عصبانیت منفجر بشه داد زد و گفت★
±چه غلطی داری میکنیی؟؟!!!!
★وایلا نفسش رو تو گلوش حبس کرد★
★و گفت...★
گوجه های باغچه مادر بزرگممموووو خوردممممم
ببخشیددد
فقط وقتی عصبانی میشم نمیدونم دیگه دارم چه گوهری می افشایانم
لطفااا ببخشیددددد
غلط خوردمممم
★با چهره ای مظلومانه نگاهش کرد★
(تغییر مودش تو حلقم👍🏻🤡)
★کاتسوکی دستش رو ورداشت اما هنوز هم عصبانی بود ولی نمیخواست دعوا شون از این هم ادامه دار تر بشه★
±دیگه همچین غلط هایی نکن فهمیدییی؟!!!
★[در ذهن کاتسوکی] دلم براش سوخت...پدصگ چرا اینقدر نازی آخههه★
بــ..بله!!!
★کاتسوکی با عصبانیت به وایلا نگاه میکرد★
±باید الان ۴۰ تا اسکات بری
★[در ذهنش] نگفتم ۱۰۰ تا گناه داره★
اسکات چجوریه قوربان؟
★مظلومانه پرسید★
★میدونست چیه ولی میخواست یخده خود عزیزی کنه★
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
چطوره؟؛-؛
- ۹۱۹
- ۲۶ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط