{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته

دلنوشته
خـدایــــــا ... 
بگیـر از مـن! 
آن چـه ، 
"چادرم" 
را می گیـــرد از مـــــن ....
دیدگاه ها (۱)

دلنوشتهارزش چادرم رازماني فهميدم...!!!كه راننده تاكسي...مراخ...

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی...

زیباترین پنجره ی دنیایم قاب چادرم است وقتی چادرم را کمی روی ...

بازی با کلماتمن یه بادکنکم..بادکنکا..آزادن..ظریفند..حساس ان....

خدایا تو می‌دانی آن چه من نمی‌دانم و من نمی‌دانم آن چهتو می‌...

وقتی راه سخت می‌شود،فقط همین را زمزمه می‌کنم:"رَبَّنا آتِنا ...

؛آن که با نامش، غمی آرام می‌گیرد؛ عباس ._

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط