{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوازش میکردم گیسوانش را

نوازش میکردم گیسوانش را
و دیگر دستانم
به کاری نمی رفت
و این جادو موهایش بود
دیدگاه ها (۱)

شوریدگی حاصل یاد اوری خاطره ایست کهشیرین ترین اتفاق گذشتهت...

أویلی المستحة الـ بیّهمن أغنی اللیل نایل وأغفه طیف أسمرالمطر...

در دوره ای زندگی میکنیمکه شاید خیلی چیزها ممنوع باشددر این ز...

-‏أنا مزاجی فی المحبه یجی غیرمانی مثل من یتبعون الهبایبقلبی ...

دستانم را محکم گرفته بود....برف با خیابان های شهر قراردادی م...

مادرم بخاطر من اندام خود خم کردی مادر این محبت تواین فدا کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط