{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی قهر...

گاهی قهر...
گاهی عصبانی...
گاهی بی اعتنا...
تو را نمی دانم ...
ولی اگر من بودم
در این دنیای بی مهر...
کسی که همه ی این ها را...
روی سرش آوار می کردم
و باز هم تا صدایش می کردم
می گفت: " جانم " را...
به این آسانی از دست نمی دادم..
دیدگاه ها (۰)

😍😍💃💃

از خودم برایت بگویم ...از خانه، از خیابان شهر، صدای ...پایِ ...

وقتےحرمت ها شڪستہ میشود"ببخشید ...."گفتن ها سودے ندارد‏‌

می‌دانم بودنم برایت جهنم بود...می‌دانم که بارها آزارت دادممت...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

زنی با چشم های قهوه‌ای جامانده در جانمخیالش با من است اما حو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط