من شاعر نبودن های تو
من شاعر نبودن های تو
و دلتنگی های توام
آنقدر دلتنگ هستم
که از شعر هایم
دوست داشتن و دلتنگی تو
میبارد
به ته شعرهایم که میرسی
حجم دلتنگی و بغض را
از حروف به حروف واژه ها میفهمی
انقدر واضح
که انگار شاعر شعر
مثل ابرهای سیاه پاییزی
صدای بغض هایش شبیه
رعد و برق شده است میبارد و میبارد
درد کشنده ای است
باهمه وجودت کسی را دوست داری و
به ناچار از او دور مانده ای
دلتنگی و انتظار برای پایان فراق
به کنار
درد نبودنت ،
جانی نمیگذارد فقط
می گریم و از دوست داشتن بی حد و مرزت
تا لحظه رسیدن به آغوشت
از ته دل از تو برای تو می نویسم
دوستت دارم تا پای آخرین نفس
ای دست یافتنی دور از من
و دلتنگی های توام
آنقدر دلتنگ هستم
که از شعر هایم
دوست داشتن و دلتنگی تو
میبارد
به ته شعرهایم که میرسی
حجم دلتنگی و بغض را
از حروف به حروف واژه ها میفهمی
انقدر واضح
که انگار شاعر شعر
مثل ابرهای سیاه پاییزی
صدای بغض هایش شبیه
رعد و برق شده است میبارد و میبارد
درد کشنده ای است
باهمه وجودت کسی را دوست داری و
به ناچار از او دور مانده ای
دلتنگی و انتظار برای پایان فراق
به کنار
درد نبودنت ،
جانی نمیگذارد فقط
می گریم و از دوست داشتن بی حد و مرزت
تا لحظه رسیدن به آغوشت
از ته دل از تو برای تو می نویسم
دوستت دارم تا پای آخرین نفس
ای دست یافتنی دور از من
- ۴.۰k
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط