{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شاعر نبودن های تو

من شاعر نبودن های تو

و دلتنگی های توام

آنقدر دلتنگ هستم

که از شعر هایم

دوست داشتن و دلتنگی تو

میبارد

به ته شعرهایم که میرسی

حجم دلتنگی و بغض را

از حروف به حروف واژه ها میفهمی

انقدر واضح

که انگار شاعر شعر

مثل ابرهای سیاه پاییزی

صدای بغض هایش شبیه

رعد و برق شده است میبارد و میبارد

درد کشنده ای است

باهمه وجودت کسی را دوست داری و

به ناچار از او دور مانده ای

دلتنگی و انتظار برای پایان فراق

به کنار

درد نبودنت ،

جانی نمیگذارد فقط

می گریم و از دوست داشتن بی حد و مرزت

تا لحظه رسیدن به آغوشت

از ته دل از تو برای تو می نویسم

دوستت دارم تا پای آخرین نفس

ای دست یافتنی دور از من
دیدگاه ها (۱)

نفسم به نقس هات بندهبد دلم هوات رو.کرده...دردت به جوووونم..

تمام زندگیمدنیای منجوووووونم فدات مهربونممن همیشه شرمنده محب...

زندگیم.. من هرچی که هستم از صدقه سر تو هست من خاک پاتم..عمرم...

چه کرده ای با من..که عطر وجودت دیوانه و دیوانه ترم میکند..عم...

وقتی بین بچه هاش فرق می‌گذاشت P²ساعت نزدیکای پنج بود که زنگ ...

*teakook*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط