{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را سپردم ب بنگاه دناوه اگه دادم انجا و انجا

دلم را سپردم ب بنگاه دنياوهى اگهى دادم اينجا و انجا وهر روز براى دلم,مشترى امد و رفت و هى اين و ان سرسرى امد و رفت ولى هيچکس واقعا, اتاق دلم را تماشا نکرد دلم,قفل بود,کسى قفل قلب مرا وا نکرد يکى گفت:چرا اين اتاق,پر از دود و اه هست؟ چ ديوارهايش سياه هست! يکى گفت:چرا نور اينجا کم است؟ وان ديگرى گفت:وانگار هر اجرش,فقط از غم و غصه و ماتم است. و رفتند وبعدش دلم ماند بى مشترى و من تازه گفتم ان وقت گفتم: خدايا تو قلب مرا چند ميخرى؟ وفرداى ان روز,خدا امد وتوى قلبم نشست ودر را ب روى همه,پشت خود ببست.
دیدگاه ها (۹)

آهای..♥فروردینی های فهمیده♥اردیبهشتیای صبور♥خردادیای باحال♥ت...

سخته خيلي...اما هزارا هزار لايك دارن

میان همهمه برگ های خشک پاییزیفقط تو مانده ای که هنوز از بهار...

دﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣــــﺮﻑ ﻧﯿـﺴــــﺖ!!!ﺑﻪ ﻭﻗﺘــــﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط