{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لافه خسته و تنها در ان شبها ترار

كلافه خسته و تنها در اين شبهاى  تكرارى
از اين پهلو به آن پهلو  ميان خواب و بيدارى

شب است و هجمه ى درد و مسكنهاى بى تاثير
من و بى خوابى و تا صبح در گير خود آزارى

نفس بى وفقه مى كوبد لگد بر سينه ى شعرم
و دارى قطره قطره از نگاهم تلخ مى بارى

چنان بر قاب افكار و خيالم نقش بستى كه
براى لحظه اى دست از سر من برنمى دارى

به روى شانه مى ريزم برايت موج گيسو را
مبادا شانه هايم را به دست باد بسپارى

زمانى عاشقم بودى ، نفس بودم براى تو
چرا ديگر نمى خواهى بگويى  دوستم دارى

نمى دانم به تاكيد  كدامين فصل بى مهرى
نهال عشق را در باغ دلتنگى نمى كارى

درون قبر خود هر شب ، ميان برزخم شايد
بيايى و گلى روى مزار عشق بگذارى

نبودم ، نيستم هرگز گداى عشق اما تو
هزاران " دوستت دارم" به اين عاشق بدهكارى
دیدگاه ها (۰)

نیایش شبانه با حضرت عشق ❤️❤️خدایا 🙏عزیزی که این نوشته را میخ...

نیایش شبانه با حضرت عشق ❤️❤️خدایا 🙏عزیزی که این نوشته را میخ...

بعد از بیانیه‌ی ۱۸۰ اقتصاددانحالا مقاله‌ی محمدجواد ظریف در ف...

‏ما فکر میکنیم زندگیِ نرمالی داریم!درصورتیکه در یک ‎#زندگی_ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط