دنبال سکه می گردم

دنبال سکه می گردم
می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم
به روزهای خوب
به دل های بزرگ
به پدر پیرم
به جوانی مادرم
به کودکی که کوچه ها را خاطره کرد
می خواهم زنگ بزنم
به دوچرخه ی خسته ام
به مسیر مدرسه ام
که خنده های مرا فراموش کرده
به نیمکت های پر از یادگاری مهر
به سفره ی وصله خورده ی خالی از نان
به زمستانی که با زمین قهر نبود
به چراغ نفتی رنگ و رو رفته ای
که همه ی ما را
با عشق دور هم جمع می کرد
می دانم آن خاطره ها از آن محل
کوچ کرده اند
می دانم هیچ سکه ای
در هیچ گوشی تلفنی
دیگر مرا به آن روزها وصل نخواهد کرد...
دیدگاه ها (۳)

دلنوشته ی منان یک نفر قطعا من هستمهمان که سالها بعدوقتی که ر...

ﺳﺎﺩﮔﻴﻢ ﺭﺍ... . ﻳﻜﺮﻧﮕﻴﻢ ﺭﺍ... ﺑﻪ ﭘﺎی ﺣﻤﺎﻗﺘﻢ ﻧﮕﺬﺍﺭ... ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛ...

‎ ﺗﻨﻬﺎﯾـــــــــــــــــــــــــــﯽ؟ﺗﻨﻬﺎﯾــــــــــــــــــﯽ...

دستت را بیاورمردانه و زنانه اش رو بیخیالدست بدهیم به رسم کود...

.احترام به شعور مردم!سرمایه گذاران سیاسی دولت، اخلاق برزخی پ...

ازدواج_موفق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط