{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار دیگر غم عشق آمد و دلشاد م کرد

بار دیگر غم عشق آمد و دلشاد م کرد
عزم ویرانی من داشت و آبادم کرد

دشت تا دشت دلم وادی خاموشان بود
تندر عشق یه یک صاعقه فریادم کرد

نازم آن دلبر شیرین که به یک طرفه نگاهم
آتشی در دلم افروخت که فرهادم کرد

قفس عشق ز هر باغ دل انگیزترست
شکر صیاد که در این قفس آزادم کرد

یار شیرین من ار تلخ بگوید شهدست
وین عجب نیست که گویم غم او شادم کرد
دیدگاه ها (۵)

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانمخود کام تنگدستان کی زان دهن برآ...

#دیگه مجبورشدم بهتون رسیدی کنم😂 😉 😅

تصویری که درس بزرگی در آن نهفته استفردی که کارش برگزاری مساب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط