{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی آهسته تر من خسته ام

زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن

صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود

صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم ....
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم...........دلتنگم...........برای تمامی آرزوهایی که فاس...

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست...

بعضی ها گریه نمی کنند اما... از چشم هایشان معلوم است که اشکی...

ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻭ ﮔﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺍﯼﺧﺪﺍﻭﻧ...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط