{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقویم

تقویم
یک قرارداد احمقانه است،
و گرنه
تا دوباره تو چشم هایت را باز نکنی
بهار
باز
نخواهد گشت
دیدگاه ها (۱)

می خواهی بنشینی توی بغلمکه برات کتاب بخوانم ؟می شود آرام بنش...

صدایَت نمیکنـم !نیم رُخَت ،تـَمام میشـَوَد .. .

دنبال بهانه ای بودم که بازبیایم و برایت بنویسمهمه احساسی را ...

میدانی پای دلدادگی که میرسد باید بگویی هر چه بادابادو پای تم...

از بهار تقویم می‌ماند،از مناستخوان هایی که تو را دوست داشتند...

چگونه از چشم‌هایتاین‌همه عشق می‌چکد،و منهر باربا خواندنشاندو...

اگر تو افسانه من باشی...من روزی به تو باز خواهم گشت 🤍..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط