تزریق میشوی به همه جسم و جان من
تزریق میشوی به همه جسم و جان من
تا بوسه میزند به لبانت، لبان من
درکوچه میروی و به دنبال پای تو
اعجازی از بهار شود در خزان من
گییسو به باد میدهی از زیر روسری
بر باد میرود همه ی دودمان من
زیبایی آنقدر که امانم نمی دهی
تا که بگنجدت به تغزل ، بیان من
بانوی عاشقانه ترین ها به شوق تو
جریان گرفته خون غزل در رگان من
با عشق تو به وسعت دریا رسد یقین
این جویبار جاری شعر جوان من
زیبا شبی دهانت اگر خنده ای کند
زیباتر آنکه بوسه زند بر دهان من
باران غروب کرده بیا پشت پنجره
وقت طلوع آمده رنگین کمان من...
تا بوسه میزند به لبانت، لبان من
درکوچه میروی و به دنبال پای تو
اعجازی از بهار شود در خزان من
گییسو به باد میدهی از زیر روسری
بر باد میرود همه ی دودمان من
زیبایی آنقدر که امانم نمی دهی
تا که بگنجدت به تغزل ، بیان من
بانوی عاشقانه ترین ها به شوق تو
جریان گرفته خون غزل در رگان من
با عشق تو به وسعت دریا رسد یقین
این جویبار جاری شعر جوان من
زیبا شبی دهانت اگر خنده ای کند
زیباتر آنکه بوسه زند بر دهان من
باران غروب کرده بیا پشت پنجره
وقت طلوع آمده رنگین کمان من...
- ۱.۵k
- ۰۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط