اندر این گوشه خاموش فراموش شده
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه میانگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد میگرید…
نتوانستم که بگویم دلم اینجا مانده ست
من پی گمشده ام آمده ام
ارغوانم را می خواهم آه…
در خانه ی خود بیگانه م!
آن سوی پنجره ، وای ارغوان داشت نگاهم می کرد
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه میانگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد میگرید…
نتوانستم که بگویم دلم اینجا مانده ست
من پی گمشده ام آمده ام
ارغوانم را می خواهم آه…
در خانه ی خود بیگانه م!
آن سوی پنجره ، وای ارغوان داشت نگاهم می کرد
- ۲.۵k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط