{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد با رقصیدن از پیراهنت رد می شود

باد با رقصیدن از پیراهنت رد می شود
آب ؛ سرمست است وقتی از تنت رد می شود

من که دورم از تو اما خوش به حال هر نسیم
وقتی از گل های سرخ دامنت رد می شود

خوش به حال لرزش دستی که با لرزیدن از -
مرزهای دکمه ی پیراهنت رد می شود !

خوش به حال گردش سیاره  وقتی نیمه شب -
از مدار چشم های روشنت رد می شود !

خوش به حال هرم آن بازوی عریانی که گاه
مثل پیچک های باغ از گردنت رد می شود !

من که گفتم « چشم » ! اما خوش به حال هر که از
« لطفا از این بیشتر نه ! » گفتنت رد می شود !

#اصغرعظیمی_مهر "
دیدگاه ها (۱)

سناریو جونگکوک

پارت 3۹نورِ لوسترهای کریستالیِ عمارتِ کیم، چشم‌ها رو می‌زد. ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۸‌نور سپیده‌ی صبح، ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

p9

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پیمان نقره ای

چند پارتی

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط