{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر

درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر
شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری
امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد :
دوش می آمد و رخساره ...نگویم بهتر!

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،
نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده ،قافیه ها باز به جوش آمده اند:
دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر !

کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۱۹)

دوش می‌آمد و رخساره... نگویم بهتر![غزلی در سوگ بانوی آب و آی...

درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادرشده هر قافیه ام یک غزل در...

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر...شده هر قافیه ام یک غزل د...

درد سر , بین گذر , چند نفر , یک مادر شده هر قافیه ام یک غزل ...

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر شده هر قافیه‌ام یک غزل درد...

#روزه_یازدهم

﷽ من به هر کوچه خاکی که قدم بگذارمنا خود آگاه به یاد تو می ا...

یـا زهـــــرا (س) من به هـر کوچه خاکی که قـدم بگـذارم ناخـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط