{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز برای ما اشک هایی بود که حتی در خفا هم سرکوب کرده ای

پاییز برای ما اشک هایی بود که حتی در خفا هم سرکوب کرده ایم
پاییز یک لباس بافتنی بود که آستین هایش را تا نک انگشت هایمان کشیده ایم
به دیوار خنک کنار پنجره ای بی منظره تکیه داده ایم
و حرکت بخار چای تازه دم داخل لیوان را در سرمای هوا دنبال کرده ایم...
ما پاییز را در حصار خیالاتمان به بند کشیده ایم
وگرنه آنچه میگذرد شبیه هر فصلی هست الا پاییز...
دیدگاه ها (۱)

بعضی وقتا لیست چتتون برین پایین، یه سریارو میبینین که فکرشم ...

𝐓𝐡𝐞𝐫𝐞𝐬 𝐧𝐨 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐜𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐡𝐚𝐩𝐩𝐢𝐧𝐞𝐬𝐬. 𝐘𝐨𝐮𝐥𝐥 𝐥𝐨𝐬𝐞 𝐢𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐝𝐨...

فالوشه بک میده^^❤ @teryaki

بیدار کردن دخترا توسط پدرعزیزم، عروسکم، پاشو ببین خورشید خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط