میروی بی من
میروی بی من؟
باز جاگذاشته ای مرا پشت سرت
کاسه ی آب کجاست ؟
نه دگر آب بی اثر است
سیل چشمانم بدرقه ات
شاید اثر کند نمکش
من
پشت پنجره ی انتظار می ایستم
میشمارم لحظه ها را
از بی تو بودن
می ترسم
بدان که بعد ار تو
زمان می ایستد
گذر هر لحظه
کم از جان کندن نیست
زود برگرد
بی تو
نفسم میگیرد ...
باز جاگذاشته ای مرا پشت سرت
کاسه ی آب کجاست ؟
نه دگر آب بی اثر است
سیل چشمانم بدرقه ات
شاید اثر کند نمکش
من
پشت پنجره ی انتظار می ایستم
میشمارم لحظه ها را
از بی تو بودن
می ترسم
بدان که بعد ار تو
زمان می ایستد
گذر هر لحظه
کم از جان کندن نیست
زود برگرد
بی تو
نفسم میگیرد ...
- ۹۲۱
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط