{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌گفتم:

‌گفتم:
دارم بیدار میشم.
اگه میشه یه حرف مهربون بگو

گفت:
بیدار که بشی سردرد داری،
چشمات رو ببند و به بوسیدن
مهره‌های گردنم فکر کن

گفتم:
بدتر میشم که

گفت:
هیچی مثل درد بزرگ،
درد کوچیک رو تسکین نمیده
دیدگاه ها (۳۸۰)

هی مـیخوام بهت فـکر نکنم صاف میفتی وسط خیالم

کاش با تو نسبتـی داشتم. مثل بهار،ڪـــه با شکوفـــہ ےپرتقال. ...

اگر با ما نمـــےآیـــےشبـــے با خود ببر ما را.

گر بگویم با خیالت تا ڪـجـاها رفتـــہ اممردمان این زمانـــہ س...

ری اکشن کاراکتر ای بانگو اگه دوست دخترشون باشی و پریود بشی💖د...

پارت پنج پارت آخر × در مورد اونا حرف نزن (قدرتت فعال میشه و ...

Part: 17The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط