از آن پس، هرشب این کوچه، طنینِ عشق را دارد

از آن پس، هرشب این کوچه، طنینِ عشق را دارد
تو آن‌سو شعرمی‌خوانی، من‌این‌سو ازتو سرشارم

سحر از راه می‌آید، تو در خورشید می‌گنجی
و من هر روز مجبورم، زمان را بی‌تو بشمارم

شبانگاهان که برگردی، به‌سویت بازمی‌گردم
اگرچه گفته‌ام هرشب، که این هست آخرین بارم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

رمان انتقام ازدواج کامل

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

چند پارتی

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط