{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن پس، هرشب این کوچه، طنینِ عشق را دارد

از آن پس، هرشب این کوچه، طنینِ عشق را دارد
تو آن‌سو شعرمی‌خوانی، من‌این‌سو ازتو سرشارم

سحر از راه می‌آید، تو در خورشید می‌گنجی
و من هر روز مجبورم، زمان را بی‌تو بشمارم

شبانگاهان که برگردی، به‌سویت بازمی‌گردم
اگرچه گفته‌ام هرشب، که این هست آخرین بارم
دیدگاه ها (۰)

ای درخت پیر! بر این شاخه‌ها دل خوش نکنچون که با دست تبر، مطب...

ای وصالت آرزوی جان غم فرسود منخود چه باشد جز تو و دیدار تو م...

گاهی برای نوشتن بهانه میخواهمبهانه ای ازجنس عاشقانه میخواهمع...

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد استاز معرفت قوم مسلمان خبری نیست...

🌺دلم وقتے ڪہ مے گیرد تو مے آیے بہ دیدارمبہ من آهستہ مے گویے ...

برای همیشه..

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط