{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوره ی عاشقی من او بود

سوره ی عاشقی من او بود
عشق من بود پیچ موهایش
سوره با چشم او شروع میشد
بِسمِ رَبِّ اَلنِّگاهُ چَشمانَش
#احمدرضا_سکندری
#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

صبح یعنی ...وسط قصه تردید شما،کسی از در برسد،نـور تعـارف بکـ...

نگرانم که پیامی ندهیصبح شود؛ای به هم ریختنَت،ساعتِ خواب آشوب...

به تو که فکر میکنم....نفس هایم بویِ عطر بهار را میگیرد وروزگ...

اولِ هر پاییز، سراغم می‌آید احساسِ غریبِ امنیت و خطر..!می‌تر...

در خلوتِ عاشقانه ی چشمانتبنشین و بخوان ترانه ی چشمانتیک روز ...

عاشقانه های شبنم

امشب از آبیِ چشمت، غزلی خواهم گفت چشم‌ تو، ناب‌ترین سوژه‌ی ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط