{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر عقب مانده ام، آنقدر عقب که آینده ی رویایی ام را در گ

چقدر عقب مانده ام، آنقدر عقب که آینده ی رویایی ام را در گذشته میبینم، گذشته ای که نبودم، گذشته ای شبیه یک خانه ی ویلایی با درب چوبی، من باشم و گرامافونی که صفحه اش میچرخد و من هم زمزمه میکنم:
شد خزان گلشن آشنایی...
بوم نقاشی ام را میگذارم و طرحی از جوانی ام میکشم، صدای در میاید،مهمانها رسیدند، امشب میهمانی شب شعر است و اخوان ثالث میخواند :سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت...
راست میگوید اینجا و اکنونی که من هستم سلامی را پاسخ نخواهند گفت...
کاش آینده ام گذشته ای بود که در آن نبودم، سخت است کلاسیک ماندن در دنیای مدرن...
دیدگاه ها (۱)

❤ ️کمی عقب تر برمیگردماولیادداشت را از روی یخچال برمیدارمبعد...

فریب کارp18

نشمین ریاضی شاعر بوشهری

Par8)) 15 سال دروغ.. فصل دوم.. {چرا تظ...

♨️لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی:🔹فرانسه به ما پیام داد ...

روح تمام پدران اسمانی شاد

💞ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ💞عشقم ...💞میدونی تو همون کسی هستی که وقتینیستی انگا...

👆والا چه کاریههه ☹️آدم گنده ها مگه دل ندارن؟! 😂🛐🛐🛐👈🏾🤓❌کپی اژ...

دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط