فن اکانت
[ فن اکانت ]
یه فن از مصاحبه ای که با شیومین داشته گفته 🦋💫
جایی که من فقط جمعه ها و شنبه ها به صورت پاره وقت کار می کنم ، تو آن ساعت از ساعت 18 تا 1 بامداد ، فردی که ماسک زده بود صحبت می کرد و شبیه شیومین بود ، با هاش تماس چشمی برقرار کردم و چشماش واقعاً درشت بود . ولی من فکر میکردم که شیومین نمیتونه تو همچین جاهای قدیمی باشه پس با کارمندی که باهاش کار میکنم صحبت کردم که نمیتونه اون باشه ولی ممکنه اون هم باشه ! وقتی زمانه پرداخت رسید رو کارتش کیم مینسوک بود و من میتونستم بیهوش بشم . فوراً از اش پرسیدم احیانا شما شیومین هستین ؟ اون هم نقابش رو برداشت و گفت : "اینجوری میخوای با من بیشتر آشنا بشی؟"
کارمند از اش پرسید که می تونه امضاش رو به ما بده ؛ بعد گفت که اون عضو مورد علاقشه ، بعد شیومین گفت : واقعا؟
بعد اون لبخند زد و از من پرسید : این واقعیه ؟
بعد از اینکه امضاش رو گرفتم از اش پرسیدم که می تونم با هاش دست بدم و اون هم اومد تا با من دست بده و دستم رو کشید و بغلم کرد .
یه فن از مصاحبه ای که با شیومین داشته گفته 🦋💫
جایی که من فقط جمعه ها و شنبه ها به صورت پاره وقت کار می کنم ، تو آن ساعت از ساعت 18 تا 1 بامداد ، فردی که ماسک زده بود صحبت می کرد و شبیه شیومین بود ، با هاش تماس چشمی برقرار کردم و چشماش واقعاً درشت بود . ولی من فکر میکردم که شیومین نمیتونه تو همچین جاهای قدیمی باشه پس با کارمندی که باهاش کار میکنم صحبت کردم که نمیتونه اون باشه ولی ممکنه اون هم باشه ! وقتی زمانه پرداخت رسید رو کارتش کیم مینسوک بود و من میتونستم بیهوش بشم . فوراً از اش پرسیدم احیانا شما شیومین هستین ؟ اون هم نقابش رو برداشت و گفت : "اینجوری میخوای با من بیشتر آشنا بشی؟"
کارمند از اش پرسید که می تونه امضاش رو به ما بده ؛ بعد گفت که اون عضو مورد علاقشه ، بعد شیومین گفت : واقعا؟
بعد اون لبخند زد و از من پرسید : این واقعیه ؟
بعد از اینکه امضاش رو گرفتم از اش پرسیدم که می تونم با هاش دست بدم و اون هم اومد تا با من دست بده و دستم رو کشید و بغلم کرد .
- ۵۱۲
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط