{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

چند پارتی
دوست پسرِ حساس(درخواستی)
پارت اول
ویو ا.ت

تو اتاق بودم جونگ کوک هم تو حال داشت فیلم میدید.
تو فکر بودم که گوشیم زنگ خورد.
نیلا بود.

ا.ت: بله خره؟
نیلا: میگم میای بریم بیرون عشق و حال؟
ا.ت: یه سلامی...یه علیکی
نیلا: بگو دیگه.
ا.ت: نمیدونم..کیا هستن؟
نیلا: خودمونیم منو جونسو..(دوست پسرش)
ا.ت: خبببب...از جونگ کوک اجازه بگیرم
نیلا: هعیییی...باشه...خبر بده
ا.ت: باش بای
نیلا: بای

رفتم پایین و کنار جونگ کوک نشستم.
خودمو مظلوم مظلوم کردم.
کوک: باز چیشده؟

ا.ت: آمممم...میخوام با دوستم برم بیرون.
کوک: دوستت؟
ا.ت: و....دوست پسرش..
کوک: یه هیچ عنوان..

ا.ت: جونگ کوک تروخداااا
کوک: نه...همین که گفتم...
ا.ت: کوکی جونم
کوک: برو
ا.ت: واقعا؟
کوک: آره..ولی قید منو بزن

این حرفش آه معنی میداد؟
بخاطر یه بیرون رفتن؟
بدون هیچ حرفی از کنارش بلند شدم.

رفتم به نیلا پیام دادم گفتم نمیام..
بعد خودم آماده شدم...رفتم بیرون..
سوار لامبرگینیم شدم(ا.ت مولتی میلیاردر بود که جونگ کوک ازدواج کرد)
رفتم سمت دریا...

جالب بود..
سراغم رو هم نگرفت.
رفتم لب دریا...
نشستم و گریه کردم..

اشک ریختم..آره من کلی سختی کشیدم تا این مقام رو بدست بیارم.
اما جز جونگ کوک کسی رو ندارم.
اونم که..هه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۴)

چند پارتیدوست پسرِ حساس من(درخواستی)پارت دومویو ا.تچند ساعت ...

پشیمونی..پارت.۱ویو جناتو آشپزخونه داشتم شیر موز درست میکردم....

خب امیدوارم خوشتون بیاد از پارت ها...حمایت کنید...دوستون دار...

خواهرم پارت ۲۰۰ رو هم گذاشت...لامصب وایسا دیگه من تا ۱۱۶ خون...

از زبان ا/تبرای جونگ کوک دست تکون دادم رفتم نشستم پشت میزم ه...

Part 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط