{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته‌‏ام می‏‌کنی

خسته‌‏ام می‏‌کنی

از بس هر شب

هی شعر می‌شوی

شعر می‏‌شوی

می‌افتی به جان من!
دیدگاه ها (۱)

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستمکه ز دیدن تو بی‌هوش و ز گفتن ...

پر گشودم سمت آزادی از این ڪنج قفس بر فراز آسمان دیدم ڪسی ...

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامدچو فرو شدم به دریا چو تو گو...

خودت که نهولی مردمک چشمت عجب دوستت دارمی می‌گفت...

"تـــُو"♥️چه راحت شعر می ‌شوی!با تو برای شعر گفتن نیازی به ع...

گاهی برای خوب شدن حالتنباید سمت آدمها بریگزینه های مطمئن تری...

وای این کفش ها حتی توی عروسی هم نمی توانم پاهم کنم😅خیلی سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط