گفتی به لبم لب نزنی چون رمضانست!

گفتی به لبم لب نزنی چون رمضانست!
هنگام فرو خوردن امیال نهانست

گفتم به فدای قد رعنای تو ای یار،
بیمارم و این روزه برای دگرانست!

گفتی که ببین ما همه مهمان خداییم
او شاهد بی شرمی و این کفر عیانست


گفتم که خدا از دل انسان خبرش هست
خود خالق این قلب پریش و نگرانست

گفتی که مسلمانم و در فکر بهشتش،
این کوشش بیهوده تو تا چه زمان است؟

گفتم که به ره مانده لبهای تو هستم
انفاق کن ای حور که هنگام اذان است
دیدگاه ها (۴)

https://www.instagram.com/p/CN0Uowes006/?igshid=1sul62zkkl48...

نو نهالان آینده ساز#سیستان با لباس وپوشش محلیتنوع پست : گفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط