{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حموم بودم، مامانم گفت سریع بیا بیرون چایی ریختم سرد میشه،

حموم بودم، مامانم گفت سریع بیا بیرون چایی ریختم سرد میشه، بلند داد زدم آخه کدوم خری تو این هوا چایی میخوره؟
وقتی اومدم بیرون دیدم مهمون داریم
مامانمم داره سینی چایی که دست نخورده رو از جلو مهمونا برمیگردونه.
دیدگاه ها (۱۰)

گذر عمر

لذت عشق تو غافلگیریه❤😂

____[The Forbidden Crossing]____

مافیای خشن من پارت ۱۳ نوشته: sarii

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 182♡⁠。⁠)⁩سر جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط