{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر باران تنها نشسته ام

زیر باران تنها نشسته ام

خیس خیسم

بی هیچ چتری

به یاد اخرین قرارمان میفتم

در همین جا بود که هر دو کنار هم با چتر میرفتیم

میرفتیم به سوی آینده ای

پر از هیاهو...

پر از قشنگی

اما حال چی...

حال که تو نیستی

تو در پی خود هستی

من اینجا نشسته ام و خیس رویاهایت شده ام

هر قطره بارانی که بر روی تنم میفتد یکی از خاطراتت را برایم زنده میکند

ای کاش دگر بار بیایی

باز زیر باران با ترانه برویم به سوی اینده
دیدگاه ها (۵)

تکپارتی | جونگکوک

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

debt (part 1)

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط