{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی

صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی

تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو
به کف آورند زاغان همه خلقت همایی

مولانا
دیدگاه ها (۰)

افسرده بود سایه دلم بی هوای عشقاین بوی زلف کیست؟! که جان می‌...

دشوارترین شکنجه این بود که مایک به یکبه درون خویشتبعید شدیم ...

.تو را دوست‌دارم ..اما آیا این دوست داشتنشکمت را سیر خواهد ...

تو را دوست دارم! مانند هر چیز با ارزش و پنهانی که باید مخفیا...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط